سهم شما فقط یک گناه!


اين روزها من و دل گم شده ايم!

... با صداي بوق ممتد ماشين عقبي به خود مي آيم؛ چند ثانيه اي هست كه چراغ سبز شده؛

حواسم پرت كجا شده بود نمي دانم، فقط گويا ماشين هاي پشت سر خيلي عصباني اند!

 

گاهي اوقات مثل اين روزها گيج مي شوم؛ حواسم پرت مي شود، در آن واحد هم هستم و هم نيستم!

بعضي وقت ها وسط يك اتوبان بزرگ يك دفعه سرعتم را كم مي كنم و از خودم مي پرسم كجا داري مي روي؟

بعضي شب ها وسط ترافيك سنگين و نورهاي رنگارنگ خيابان، دلم مي خواهد ماشين را همانجا رها كنم و بروم!

دلم يك دفعه يك صحرا مي خواهد، وسيع، بي انتها .... بدون كمترين اثري از زندگي دنیازده انسان!

وقتي وسط دود و دم شهر نفس كم مي آورم به آسمان نگاه مي كنم آن را هم آسمان خراش ها تكه تكه كرده اند! دنبال يك نخ و سوزن بلند مي گردم كه دوباره تمام تكه هاي آسمان را به هم بدوزم.

باز به فكر آن صحراي ساكت مي افتم كه آسمانش يك دست است و زمينش ناهموار؛

اين روزها من و دل گم شده ايم پشت چراغ قرمزهاي زندگي ....

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

پ.ن: امروز دوباره چراغ سبز شد و...

 اين بار ولي مي دانستم حواسم كجاست! يك لحظه نگاهم به آيينه عقب افتاد؛ خودروي پرايدي را با سه سرنشين دختر نشان مي داد يكي راننده و دوتاي ديگر در حال آرايش يكديگر! مقصدشان كجاست نمي دانم...
جلوتر كه مي روم آيينه پر است از اين دست تصاوير! چشمانم را مي بندم، اين روز ها نه مي شود مقابلت را ببيني نه پشت سر و نه راست و چپت را!

كارم تمام شده به خانه برمي گردم، اين بار ديگر تصوير آيينه، گنبد و گلدسته هاي رضويست؛ همچون مرهمي بر التهاب آيينه از تمام تصاويري كه در روز ديده!

آري آيينه هم صبور است و منتظر...

 

از نگاه تا نگاه...

می بینید آقا!

 

چنان عاشقانه به هم می نگرند

که گویی تمام عمر را هم کم می آورند برای این عشق ورزی

.

.

.

همسفر تا بهشت

همینطور که محو تماشایشان هستم زیر لب دعا میکنم؛

کاش هیچ وقت نگاه های غضبناک راهروهای دادگاه

نصیب این نگاه های عاشقانه نشود!

  "آمینش" را شما بگویید آقا؛

                                       سوغات سفرشان؛

                                                                     رو به سوی شما دارند...

  همسفر تا بهشت

¤¤¤
بعدنوشت: امروز یه چیز جالبناک کشف کردم؛ از اونجا که غذای هتل به اصطلاح! Free choice بود و خود زوجین کارای سرو رو انجام میدادن، بین همه زوجین تقریبا این آقایون بودن که غذا رو می بردن سر میز اما بین زوج های ترکمن و شمالی، همیشه خانوما این رسالت خطیر رو به عهده داشتن!!!

قرار ...

آقا سلام . . .

قرارمان بود این بار دو نفره

اما همسفرم را تنها طلبیدید!

حرفی نیست فقط دلم را دریابید....

http://toptoop.ir/files/pic/KARBALA/228219.jpg

http://sahebnews.ir/files/uploads/2013/12/ya-abalfazl_by_shiagraphic.jpg

 

سپاس مادر ...

http://www.hammihan.com/users/status/original/HM-2013973605695937081411664138.4806.jpg


در نمی دانم چند هزارمین سالروز ازدواجتان آمدم بگویم:

ممنونم مهربان مادرم...... بابت همه الطاف و دعاهای مادرانه تان که در حریری از جنس پولاد ما را در برگرفته و از فراز و نشیب ها عبور داده است....

ممنووووووونم خصوصااااااااااا بابت اجابت تمنای اخیرم ..... همچنان ملتمس دعاهای مادرانه تان هستیم.....

«أللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما أحاط به علمک»

 

اشک، صبر، مادر!

آسمان بهار چه بی قرار می بارد امشب در غم رفتنت 

ای اول شهیده علی(علیه السلام) !

سلام بر قلب بی تاب علی(علیه السلام) که این لحظات، سپندوار دور شمع وجودت می گردد و ملتمسانه تکرار می کند: "کلِّمینی یا فاطمه" ....

و سلام بر بغض فروخورده و دل شکسته یتیمانت مادر...

به راستی که غم هجرت را کوه تاب نمی آورد

در شگفتم از صبر اهل این خانه....

http://www.aviny.com/article/maghale/91/02/Images/image_gallery2.jpg

 
***

در شکست

پهلو شکست

حرمت شکست

اما مقاومت فاطمه را

هیچ قدرتی نتوانست بشکند

فرهنگ مقاومت ادامه دارد...

einlam.ir

 **

حاجت نوشت: افتخار کنیزی ات را  ز من مگیر بانو ......

 

32 سال بی نشانی خبرنگار ایرانی . . .

این سی و دومین روز خبرنگار است که تو در کنارمان نیستی؛


http://aiadamha4iraniandiplomats.persiangig.com/image/akhavan2.jpg

 

  ... و مدعیان حقوق بشر و انواع حقوق ها همچنان در بوق حقوق خود می دمند!!!

 

***

آمده بودی ترسیم کنی فریاد والفجر را

کاظم اخوان خبرنگار نبود؟!

 

مبادا


این روزها به چشم می بینمش و با ذره ذره وجود حسش می کنم؛

و  آرزو می کنم کاش همان یک روز بود نه هر روز!

.

.

.

.

مبادا را می گویم!

همان که تاکنون مثل خیلی ها فقط می شنیدم و تکرارش می کردم!

 

افسوس


افسووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

که چه دیر می فهمیم باید چه را می خواستیم و چه را نه!


زشت است زمینی شدن . . .

 

چه زیبا و دلنشین گفت آن مرد خدا که:

ایمان یعنی دیدن غیب و پی بردن به زشتی زمینی شدن


***

پ.ن: دنیایی شده است سراسر لبریز از اغفال ها و نفاق ها؛

حال این میان چه کسی خودش است خدا می داند!


بهت


نمیدانم از کجا

چرا

چگونه

و برای چه

آمد!

هر چه هست بدجور به همم ریخته . . . . .

بغض راه نفسم را گرفته . . .

دلم یک کنج دنج می خواهد برای فکر کردن روی حرف هایش

خصوصا آن دو جمله!

مبهوتِ مبهوتِ مبهوتم!

خدیا کمکم کن . . .



زمستان تابستانی!


زمستانمان هم شده تابستان

اما

باز هم از رو نمی رویم!

نافرمانی پشت نافرمانی . . . .


کاش به خودمان رحم کنیم!


مرگ بر توافق نامه ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا


تجهیزات هسته ای نطنز روز دوشنبه با حضور بازرسان آژانس بین الملللی انرژی اتمی پلمپ شد.


 
30 دی 92 را کسی از یاد نخواهد برد؛ روزی که ملت باید به خاطر داشته باشد و واقعیت‌های آن را ثبت کند.
هیچ کسی در ایران از دیدن تصاویر پلمب سانتریفیوژها خوشحال نیست، این تصاویر هیچ ارمغانی جز حسرت و شرم و تحقیر برای مردم عزتمند ایران ندارد!
 ایرانی‌ها زخم کهنه‌ای از ظلم بیگانه و بی درایتی خودی ها دارند و نسل‌هایشان این زخم را به ارث برده‌اند.
امروز پلمپ سانتریفیوژهایی که فرزندان همین سرزمین پای آن ها قربانی شدند، یک ظلم آشکار به این مردم بود.
مردم امروزشاهد توقف چرخش سانتریفیوژهای شان بودند؛
دولت راستگویان!
                          قرار بود سانتریفیوژها بچرخند نه؟
  

به امامان نگاه کنید


امام صادق علیه السلام در مورد چگونگی برخورد با غیر شیعیان:

«به امامانتان که از آن ها پیروی می کنید نگاه کرده، همان کاری را کنید که آن ها انجام می دهند؛ به خدا سوگند امامانتان به عیادت مریض هایشان می روند، در تشییع جنازه هاشان شرکت می کنند، برایشان در دادگاه شهادت می دهند و امانتشان را به آن ها بر می گردانند.»

                                                                                          الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص636

*

شخصی خدمت رسول اکرم (ص) آمد و عرض کرد نصیحتی به من بفرمائید.

 فرمود: «آیا تورا نصیحتی کنم، عمل خواهی کرد؟». آن مرد در جواب گفت: "بلی"

تا سه مرتبه این سوال و جواب بین رسول اکرم(ص) و آن مرد، رد و بدل شد و در هر مرتبه رسول اکرم(ص) به او می فرمود: «آیا دستوری بدهم عمل خواهی کرد؟» و آن شخص در جواب گفت: «بلی عمل خواهم کرد».

 پس از تعهد موکدی که رسول اکرم(ص) از آن مرد گرفت به او فرمود:

«هرگاه تصمیم به کاری گرفتی اول تدبر و تفکر کن وعاقبت ونتیجه آن را ببین اگر رشد و هدایت است، آن را تعقیب کن و اگر شر و ضلالت است از آن دوری کن».

**

حاشیه تلخ حضور وزیر خارجه در لبنان 

اسناد حمایت عربستان از تروریست ها

پای یک «توافق محرمانه‌ جانبی» در میان است


ناباورانه بی تو شدیم....


 در کنارم روز و شب بی تاب بود

                                             غافل از او چشم من در خواب بود

 تا شدم بیدار و مشتاق پدر

                                             او به خواب و چهره اش در قاب بود


. . . 365 روز پیش

درست در چنین لحظاتی

و بی آن که بفهمیم

ناباورانه بی تو شدیم!


دلم برایت تنگ است پدربزرگ نازنینم

کاش بودی هنوز

با همه آن ویژگی های منحصربه فردت

که داغ نبودنت را برایمان سنگین تر می کند . . .


هنوز هم باورمان نیست!

کاش بودی هنوز . . .


***

پ.ن: اولین سالروز نبودنت همزمان شد با سالروز یتیمی مولایمان . . . . آقا امسال خوب داغتان را می فهمم . . . سرتان سلامت


گاهی هم زندگی ...


و چه قدر خسته ام از«چرا؟»
از «چه گونه

خسته ام از سؤال هاي سخت، پاسخ هاي پيچيده

از کلمات سنگين
فکرهاي عميق

پيچ هاي تند

نشانه هاي با معنا، بي معنا
 


دلم تنگ مي شود، گاهي

براي
يک «دوستت دارم» ساده

دو «فنجان شیر داغ»

سه «روز» تعطيلي در زمستان

چهار «خنده ي » بلند

و

پنج «انگشت» دوست داشتني.”


"مصطفي مستور"

 ***

پ.ن: دلم چند جرعه زندگی می خواهد . . .


شفا اینجا به کوثر بستگی دارد...


آجرکِ الله یا بنت رسول الله
(ص)؛ با فاطمة الزهرا(س)

شعر زیبایی که حاج محمود کریمی دیشب در حسینیه آیت الله شاهرودی مشهد و به لهجه خراسانی قرائت کرد بدجور به دلم نشست:




هر خانه‌ای حالش به مادر بستگی دارد
در این حرم اما به خواهر بستگی دارد

وصل است آب ناب سقاخانه بر جنت
یعنی شفا اینجا به کوثر بستگی دارد

از مرکز ایران به پائین دادن حاجت
حتما به تأیید برادر بستگی دارد

از بین هر چند باری که می‌آیی حرم با اشک
گاهی فقط به دیده‌ی تر بستگی دارد

از سر به زیری سر بلندت می‌کند تنها
آقایی عالم به یک سر بستگی دارد

هر کس که تو هر جا که تو هر جور می‌خواهی
هر گونه تغییری به این هر بستگی دارد

دقت بکن گاهی قبول حاجتت حتی
به نوع داخل گشتن از در بستگی دارد

وقتی شدی مانند آهو بی کس و تنها
تازه به توضیح کبوتر بستگی دارد

دل کندن از دریا به ساحل بستگی دارد
به ماه نیمه ماه کامل بستگی دارد

دل بردن و دل دادن و دل کندن و رفتن
کار جهان تنها به یک دل بستگی دارد


کار جهان را دل مشخص می‌کند هر چند
دل هم خودش در اصل، به گل بستگی دارد

آقا کریم است و رئوف است و حرم باز است
حاجت گرفتن پس به سائل بستگی دارد

میزان عشق و عقل و مهر و اشک معلوم است
شرط قبولی به معدل بستگی دارد

از آب سقاخانه بهر حاجتت بردار
درمان به داروی مکمل بستگی دارد

اذن دخولت را بخوان در شهر خود، حاجت ـ
به خواستن از درب منزل بستگی دارد

پس درس خارج خوانده‌های این حرم گفتند
که درس خارج هم به داخل بستگی دارد

اینکه زیارت از نمازت هم مهم‌تر شد
به درک توضیح المسائل بستگی دارد

گاهی سلام از دور، گاهی نیز آغوشش
نوع زیارت‌ها به مشکل بستگی دارد

به چشم و دست و قلب طاهر بستگی دارد
حتما حرم رفتن به زائر بستگی دارد

وقتی که باطن در بر ارباب معلوم است
خیلی کرامت‌ها به زائر بستگی دارد

یادآوری اکثر اشخاص غائب هم
به دیدن اشخاص حاضر بستگی دارد

دیر آمدن‌های حرم از قسمت بازار
غیر از شلوغی‌ها به عابر بستگی دارد

یا روز اول یا شب آخر وفور اشک
به حد دلتنگی خاطر بستگی دارد

تو ملجأ مایی ولی از بس رئوفی تو
شرط قبولی هم به زائر بستگی دارد

دیدم شما باید بگویی شعر را، اصلا ـ
من فکر می‌کردم به شاعر بستگی دارد

من فکر می‌کردم به گیسو بستگی دارد
دیدم از این کمتر به یک مو بستگی دارد

گاهی به آن سویی که می‌آیی ولی در اصل
چون شمع عشق تو، به سو سو بستگی دارد

راه زیارت باز خواهد گشت در وقتش
حتی اگر به زور بازو بستگی دارد

حتما علم کار خودش را میکند اینجا
به چار زانو یا  دو زانو بستگی دارد

نذرت مشخص میکند عذر گدایی چیست
به گوشواره یا النگو بستگی دارد

گاهی به اسماعیل طلا گاهی به گوهر شاد
راه شفا به این ترازو بستگی دارد

سالی دو سه بار آمدن طبی است، چون درمان
به دوره تجویز دارو بستگی دارد

***

باشد که چون همیشه رئوفانه دعایمان کند و کریمانه دستگیری . . . یا معین الضعفاء ادرکنا


کاش کوچک می شدم


کاش هنوز همان دخترک خرد و رهای کودکی هایم بودم  . . . .

دیگر آرزوی بزرگ شدن ندارم!



شام غریبان غریب!

لحظاتی است بس جانکاه و در عین حال، وصف ناپذیر. . .

شام غریبان است

و با خیل جمعیت عزادار؛

کوچک و بزرگ،

زن و مرد،

پیر و جوان،

مقید و غیر مقید

و . . .

با شکوهی بی منتها

رو به سوی حریم بهشتی مولا داریم

برای عرض تسلیت؛

 
گنبد و بارگاه امام رئوف را که می بینم

سنگینی بار غم این شام، هزاران برابر می شود روی قلبم

به این می اندیشم که

غم من که تنها حاصل شنیدن کربلاست، اینگونه وجودم را متلاشی می کند،

حال، غم حاصل از دیدن کربلا چه می کند با دل

زینب(سلام الله علیها)

امام رئوف(علیه السلام)

و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

 
اینجاست که از ته دل و با تمام وجود

می لرزم و می بارم

و زمزمه می کنم:

امان از دل زینب(س) . . . . آجرکِ الله یا بنت امیرالمؤمنین(ع)

***

گلایه نوشت: عزاداران اباعبدالله! دست مریزاد . . . غمگنانگی ها و همدردی هاتان مقبول انشالله

اما

دو سؤال دارم که هر چه فکر می کنم به پاسخی منطقی و عقلانی برایشان نمی رسم؛

1.    بانوان(اعم از محجبه و غیرمحجبه)  و آقایانی که در مراسم های عزاداری سیدالشهدا(ع) و حتی روز عاشورا با نهایت آرایش و پوشش های زننده (اعم از مشکی و سایر رنگ ها) حاضر می شوید، صادقانه بگویید عزا آمده اید یا عروسی؟ اگر عزاست که این اطفارها چیست؟ انصافا شما در عزای عزیزانتان اینگونه حاضر می شوید؟!!! مگر نه این است که «النبی اولی بالمومنین من انفسهم»؟؟؟؟؟ پس چگونه است که در عزای پسر رسول خدا(ص) اینگونه اید؟!

2.   هیئت ها و هیئتی ها و ..... شما را چه می شود که دوسه روز بعد از عیدالله الاکبر(عید غدیرخم)،علم و خیمه عزا به پا کرده و شهر را سیاهپوش می کنید و روز و شب عزادارید اما همین که غروب عاشورا شد، بار می بندید و می روید تا اربعین و برخی هم تا محرم آینده؟!(طبق رسم اهل بیت(ع)، خیمه و علم و سیاه پوشی و استقبال باید از شب اول محرم باشد)

و نیز کاسب هایی که هنوز غروب عاشورا به شب نکشیده، درب مغازه هایتان گشوده می شود!

برای رفتگان خود هم همینگونه عزا به پا می کنید که پیش از رحلت آنان، عزابگیرید و بر سر و سینه بزنید اما همین که از دنیا رفتند، به حال خود رهایشان کنید و همه چیز تمام؟!!

هیچ اندیشیده اید که این شیوه عزا و همراهی حسین(ع) فقط تا قتلگاه، شیوه پیروان اوست یا قاتلانش؟!

درست آن زمان که شما بساط عزا برمی چینید، هنوز پیکر اباعبدالله(ع) و سایر شهدا بر زمین تفتیده کربلاست و تازه شروع مصیبت است! مصیبتی که این بار قهرمانش زینب(س) است و سوگی بس عظیم تر را می طلبد!

شما را به خدا قدری تأمل!



ببار بارون . . .

غروب عاشوراست . . .

آسمان هم تاب ندارد و آرام می گرید. . .

تا اشکش می چکد روی دستم،

از او می پرسم:

چه می شد کمی زودتر می آمدی؟

غنچه حنجر اصغر، تنها تشنه دو قطره ات بود!

علی اصغر

 

ببار بارون ببار؛ بر دل پر خون ببار . . .


واجب فراموش شده ای به نام "امر به معروف و نهی از منکر"

امر به معروف

حتی در هفته امر به معروف و نهی از منکر

و ماه محرم

 هم از این فریضه طفره می روند!

مردم، منتظر پلیس اند

 و پلیس منتظر مردم!

پیدا کنید پرتقال فروش را !!!

آری حسین(ع) امروز هم غریب است

و ندای آسمانی اش بلند که:

"هل من ناصر ینصرنی"؟

  أللهم اهدنا من عندک

                                و نوّر قلوبنا بنور معرفتک

                                                                  و وفّقنا علی حراسة دینک

***

پاداش نهی از منکر یک جوان

انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی

بازخوانی شعارهای امام حسین(ع) در قیام عاشورا

امر به معروف و نهی از منکر بزرگترین واجب فراموش شده

امر به معروف و نهي ازمنکر؛ مهمترين فلسفه حماسه خونين کربلا

امر به معروف و نهی از منکر یعنی شریک کردن دیگران در طعم خوش هدایت


هر دو از گرما فرار می کنند!

http://aiadamha4iraniandiplomats.persiangig.com/image/10459317-b.jpg


پ.ن:  استادی می گفت: بانوی محجبه هم مانند بی حجاب ها از گرما فرار می کند؛

ولی این کجا و آن کجا؟!

این از گرمای جهنم می گریزد و آن از گرمای تابستان!

.

.

.

عقل سلیم کدام را حکم می کند؟


اینجا کربلاست زینبم!


اینجا کربلاست

موانع استجابت دعا از زبان پیامبر رحمت(ص)


...برای این که دل هاتان در اثر 10 چیز مرده است:

1.    1. خدا را شناختید ولی حق طاعتش را به جا نیاوردید (انجام واجب/ ترک حرام)

2.    2.  قرآن را خواندید ولی عمل نکردید

3.    3. ادعا کردید پیامبر(ص) را دوست دارید اما با فرزندان او بغض ورزیدید

4.    4. ادعای عداوت شیطان دارید اما به حرفش گوش کردید

5.    5.  ادعای دوستی بهشت دارید ولی هیچ کاری برایش نمی کنید

6.    6.  ادعای ترس از دوزخ دارید ولی بدن هاتان را پرتاب کردید درون آن

7.    7. مشغول عیوب مردمید و از خود غافل

8.    8. ادعای بغض دنیا دارید اما بدان پرداختید

9.    9. اعتراف به مرگ می کنید اما مهیای آن نمی شوید

      10. مرده هاتان را دفن کردید اما عبرت نگرفتید

تحف العقول/ ص72

 

مجلس ختم برای طلب گناه یا مغفرت؟!


      مبارزه با گناه

من این را مخصوصا عرض می کنم:

آقایان! یکی از شعارهای ما مساجد است. احترام مسجد را حفظ کنید؛ به خانم هایتان و به خانم های خویشاوندتان و به هر کسی که با او دوست و آشنا هستید بسپارید بگویید لااقل در مشاهد مشرفه که شرکت می کنید، حرم امام رضا(علیه السلام) که می روید، مسجد که می آیید، شعر اسلامی حجاب اسلامی را حفظ کنید.

حالا هر جهنم دره دیگری می خواهید بروید، به هر وضعی می خواهید بروید، بروید اما آخر مسجد چرا؟!!

این کار، دو گناه است که هم یک زن خودش را جلوی مردهای بیگانه لخت و عور کند و هم با این وضع بسیار زننده بیاید در مسجد و احترام مسجد را بشکند. من حتی می توانم بگویم گناه این، از آن گناه کمتر است.

آن وقت آن میّت بدبخت چه حالی دارد؟

مجلس ختم را می گیرند برای اینکه طلب مغفرت برای میّت کنند بعد این زن ها می آیند موجب صد گناه می شوند در آن مجلس ختمی که بناست طلب مغفرت بشود.

شما را به خدا قسم به این خانم هایی که به نوعی با آن ها وابستگی و آشنایی دارید بسپارید، بگویید حداقل این یک ساعت، خودتان و احترام مسجد را حفظ کنید ...

علامه شهید؛ مرتضی مطهری(رحمة الله علیه)/ کتاب پانزده گفتار

http://media.afsaran.ir/sinLqB_467.jpg


گناه نکردن بهتر است از ثواب کردن!


http://aiadamha4iraniandiplomats.persiangig.com/image/12336.jpg



غدیر یعنی...


*ماجرای غدیر، فقط نصب یک جانشین برای پیامبر(ص) نبود؛ جنبه دیگر آن، توجه دادن به مسأله امامت است. امامت یعنی پیشوایی جامعه در امر دین و دنیا... این یک مسأله همگانی برای همه جوامع بشری است...

امام خامنه ای(حفظه الله تعالی)


http://images.khabaronline.ir/Images/news/Larg_Pic/12-8-1391%5CIMAGE634874572594920340.jpg


آری غدیر، کربلای عوام بود و کربلا، غدیر خواص؛ در غدیر با آن‌که بیعت گرفته شد، جفا شد

و در کربلا با آن‌ که بیعت برداشته شد، وفا شد...


*غدیر یعنی آنان که جلو رفته اند برگردند

و آنان که عقب مانده اند برسند

تا با "ولایت" حرکت کنند...

***

مولا علی با صدای فانی

پای تحریم ایستاد تا طلبه شود نه پزشک!

اگر کسی به جامعه ما بیاید آیا امام علی را در زندگی مان می بیند؟


نجوا با امام زمان در عرفه بهشت


ای امیر عرفه دست من و دامانت

جان به قربان تو و گردش آن چشمانت

 

ای امیر عرفه حال مناجات بده

بر گدای حرمت، وقت ملاقات بده

 

ای امیر عرفه دیده پر آب بده

دل بی تاب مرا با نگهی تاب بده

 

ای امیر عرفه بر سر راهت، گردم

گر بیایی به خدا دور سرت می گردم

 

ای امیر عرفه روح مناجات تویی

مشعر و سعی و صفا، مروه و میقات تویی

 

ای امیر عرفه بر رخ من خنده بزن

جان زهرا بده روز عرفه پاسخ من

 

ای امیر عرفه حاجی زهرا برگرد

جان زهرا دگر از خیمه صحرا برگرد

 

ای امیر عرفه چهره نما از پس پنجره فولاد رضا

 

ای امیر عرفه ذکر مدام است بیا

کار این عاشق دلخسته تمام است بیا

 

ای امیر عرفه جان گل یاس بیا

قدمی رنجه نما روضه عباس بیا

 

ای امیر عرفه در عرفاتی امروز

یا که در علقمه شاه فراتی امروز؟


اللهم عجل لصاحبنا الفرج


کوثر به دست ساقی کوثر


نام آوران عشق و وفا را کنار هم؛

دست خدای عشق عجب خوب چیده است

عالی ترین تقارن تاریخ را نگر

کوثر به دست ساقی کوثر رسیده است


سالروز ازدواج صدیقه طاهره(سلام الله علیها) و امیرمؤمنان حیدر(علیه السلام)

بر شیعیان مبارک


http://alihunter1.persiangig.com/image/%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%20%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC.jpg


پ.ن: در عجبم از پیشرفت محیرالعقول بشر امروز که حتی مبانی فلسفی همچون «عدم اجتماع نقیضین» هم از آن در امان نیست!!!

....در فاصله چند متری حرم مطهر رضوی و در سالروز ازدواج حضرت علی(علیه السلام) و فاطمة الزهراء(سلام الله علیها) مراسم عروسی گرفته در حالی که صدای آواز کسی از مراسمش بلند است که نه تنها اهل بیت(ع) را قبول ندارد بلکه دشمنی هم می ورزد! دیگر اعمال خلاف شئون حاضرانش که  بماند...... آخر عقل هم خوب چیزی است!

آدم می ماند واقعا به حال او و امثال او که این روزها کم هم نیستند، بگرید یا بخندد؟!!


عَلَمُ التُّقی




پ.ن: آقا نمیدانم چه می شود که این روزها مدام از باب الجواد(ع) محضر پدر مشرف می شوم!!!!
بابت دیشب ممنونم آقای جود و کرم...... می شود آن یکی را هم مرحمت کنید...